تبليغاتX
از همه تا به همه و یا ... به هیچ

در آینه های مواج تظاهر ،
گاه ستوده ام فرشته ای را که « لیاقت آدم شدن » ندارد !

و در بیغوله های نمور تفکر،

گریسته ام برای غربت تک چناری که میل به خشکیدن ندارد !
لیک با عبور فرعون فلسفه ...

ز دریای بیکران حادثه ،
آموخته ام هر فره وشی ارزش دوست داشتن ندارد !

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
همیشه باید پرداخت بها را .

اما گاهی .......

بسیار سنگین است .

 " خون بها " عرف دارد .  " دل بها " را اما ... کسی می شناسد ؟ ؟ ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
متن زیر از ایمیل دوست بسیار عزیزم ، خانم " پرتو حسنی زاده " برای دانش آموزانم می باشد . از ایشان تشکر می کنم و قدردان خوبی هایشان هستم .

 اگر چه تكراري است ولي با اهميت

“دكتر ويناي گويال”

 

  در هنگام اپيدمي جهاني يك بيماري، امكان عدم تماس با عامل آن بيماري تقريباً غيرممكن است در حاليكه امكان پيشگيري از ابتلاء به آن وجود دارد.

هنگامي كه هنوز سالم هستيد و بدن شما علائمي از ابتلاء به آنفولانزاي نوع A را نشان نمي‌دهد، رعايت چند دستورالعمل ساده از ابتلاء به بيماري و يا توسعه آن جلوگيري مي‌نمايد.

تنها راه ورود ويروس آنفولانزاي نوع A از طريق دهان يا بيني مي‌باشد. براي پيشگيري از بيماري كافيست نكات زير را رعايت نمائيد:

1) دستهاي خود را چندين بار در روز بشوئيد.

2) هيچيك از اجزاء صورت خود را لمس نكنيد و در مقابل اين وسوسه مقاومت نمائيد. (مگر براي خوردن، نوشيدن، شستشو و ساير امور ضروري)

3) دوبار در روز با آب نمك ولرم قرقره نمائيد (مي‌توانيد از محلول ليسترين نيز استفاده نمائيد.) ويروس آنفولانزاي نوع A از هنگام ورود از طريق دهان يا بيني به مدت 2 الي 3 روز در گلو باقي‌مانده و همانجا تكثير مي‌شود. با قرقره محلولهاي ضد‌عفوني كننده مانند آب نمك يا ليسترين مي‌توانيد از تكثير ويروس و ابتلاء به بيماري جلوگيري نمائيد. اين توصيه ساده را بي‌اهميت تلقي ننمائيد.

4) همانند بند 3، بيني خود را نيز حداقل يك بار در روز با آب نمك شستشو نمائيد. اين موضوع ممكن است براي برخي افراد كمي مشكل بنظر برسد اما با كمي تمرين موفق خواهيد شد.

5)مصونيت خود را از طريق مصرف غذاها و ميوه‌هاي حاوي ويتامين C افزايش دهيد. چنانچه ناچار از مصرف قرصهاي ويتامين C مي‌باشيد، از وجود روي (Zinc) در آنها اطمينان حاصل نمائيد.

6)هرچه مي‌توانيد مايعات گرم مانند چاي،‌قهوه و .... بنوشيد. اثر نوشيدن مايعات گرم مشابه قرقره نمودن آب نمك اما بصورت معكوس مي‌باشد. با قرقره نمودن، ويروس را از بدن خارج مي‌نمائيم و با نوشيدن مايعات گرم، ويروس را به داخل معده انتقال مي‌دهيم كه در آنجا امكان تكثير ندارد.

پيشنهاد مي‌كنم اين دستورالعملها را براي سايرين ليست نمائيد. شما نمي‌دانيد چه اشخاصي ممكن است با توجه به آن زنده بمانند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
بله !

آمده ام تا فردا رو تبریک بگویم به همه ی کسانی که خودشون رو دانش آموز می دونن ( از جمله خودم ) .

امروز بچه ها شاکی بودند که توی وبلاگم  چرا پیش از موعد تبریک نگفتم. نمی دونم چرا. من هم دوست داشتم دیشب آخر وقت چیزی در این باره می نوشتم . ولی خب نشد .... و اما امروز هم حتی در این لحظه مثل سال های قبل نیست یه جورایی . نمی دونم شاید  وقتی وارد کلاس می شی و هر روز چند نفری غایبند ، حدود یک سوم از بچه هایی که حاضر هستند ماسک زدند و بیش از نیمی از کلاس دارن سرفه می کنن ، و تو مجبوری باز هم درس بدی و  اهم و مهم جاشون رو گم می کنن توی این نابسامونی .... بگذریم ... انرژی منفی  بسه دیگه ! ( برای شفای همه دعا کنیم )

امیدوارم هیچ وقت از یاد گرفتن و شیطنت شیرین یادگیری خسته نشید . قدر این روز های قشنگتون رو بدونید و تا می تونید خوش باشید به هر بهانه ای که شده . و  دعا کنیم با هم شاهد هر چی اتفاق خوب توی این دنیاس باشیم . هر کدوم از ماها که سر راه هم قرار گرفتیم بی حکمت نبوده حتماً . پس بیایید  از این با هم بودن هامون لذت ببریم .

پی نوشت : کلاس هایی که طی این دو روز باهاشون درس نداشتم و از مزایای " عدم پرسش کلاسی " بهره مند نشده ن نگران نباشن . حقشون محفوظه !

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 7:30 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
قبل از هر چیز یاد آوری می کنم که من نه ذوق هنری دارم و نه هنر هشتم را درک می کنم حتی ! آن چه در ذیل می آید ، تنها بخشی است خام از احساساتی " زنانه " ... !

و این را هم بگویم که من نمی دانم در کشور زیبایم ، معیارهای مقبول و معقول انتخاب یک کارگردان و ... خوب و موفق چیست . ولی همین قدر می فهمم " بهرام بیضایی " را باید جدی نگرفت چون مصلحت این است ! و یا " حاتمی کیا " تا زمانی که فیلم هایش مرتبط با جنگ است ، درد جامعه را می فهمد و اگر نه ... یا  "مخملباف " متهم می شود به ... بگذریم . اما به زعم بنده " تهمینه میلانی " از زنان توانمند این خاک است که حظ می کنم از این که می بینم کاری مردانه انجام می دهند . فیلم " سوپر استار " او را چند وقت پیش دیدم و این روز ها جزئی از برنامه های هفتگی ام شده . مرتب تماشایش می کنم که یادم نرود دور و برم پر است از این سوپر استار نماها ! این که ما اصولاً سوپر استار پرستیم  و فرقی هم نمی کند سوپر استار مورد نظر ما در دسترس باشد یا خیر ! این که یادم بماند تاریخ مصرفی که هر یک از ما آدم های غیر سوپر استار داریم محدود است حتی برای دل خودمان ! و بالاخره این که یادم بماند یک سوپر استار موفق کسی است که از هفت دولت آزاد باشد و دلبستگی های دیگران را " .... " معنا کند ( جای خالی را هر کسی بنا به ذوق و شخصیت خود پر می کند ) .

دوست دارم همه ی سوپر استار های زندگی ام را مدفون کنم ... برای همیشه . " ارادت " همه جا " ارادت " معنا نشد انگار ...

+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
امروز هفت آبان است و یک ماه گذشته .... و من هنوز به درستی  نمی دانم ....

بگذریم ....

فردا ۸ / ۸ / ۸۸ است و سالروز هشتمین امامی که در مرکز ثقل جهان " ایران " میهمان ماست .

راستی ...می گویند : عدد " هشت " منتج از " بهشت " است که اتفاقاً " هشت " در  دارد !

عده ای هم می گویند : " مشهد " یا همان قتلگاه امام هشتم ، قطعه ای است از " بهشت " !

 دیگر این ۷ و ۸  ها مشغله ی دائم این ذهن شده اند با این که .....

به هر حال ... بهترین ها را برای همه آرزومندم ..............

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 

در همهمه ی زمزمه ها

می شنوم صدایی را از دور

که مرا به سوی خود می خوانَد ...

شاید که صدا از میان دخمه ای تاریک است ؛

از استخوانی که چسبیده به بُن ِ گیاه .

یا که شاید از ورای نبض گل سرخ .

یا ز ِ ماهیت مجهول ردای عاقلان .

هر چه هست ، من صدا می شنوم :

صدای شکستن غرور بلبل

یا که خواهش غم زده ی یک گل 

صدای حاصل جمع نگاه خورشید با آب

و طنین مبهوت برگ در مرداب .

ناله ی غمگین گلابی ،

که سبد را چنگ می زد

از سر تنهایی !          

یا غرش موج

که همه خاطره ها را لب ساحل می شوید .

یا نوای قاصدکی

که به دوش باد

راه خود می پوید .

یا انگار زمزمه ای است از میان لب های

مسافری گم کرده راه

که شبی ابری

می کاود مقصد را

از حضور ستاره ها :

" ناهید ! کجایی تو ؟ کجا ؟ "

هر چه هست ، من عاشق این آهنگم .

زود باید بروم ...

تا بِرَهَم از این دل ِ تنگم .

                                     
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط ناهید سعادتیان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
الهام گوران
کوچه ، ساعت صفر درد !
نیمسایه
سیمین فانی
اخترک 471
سفر در طبیعت ایران
چلیپا،نماد و اسطوره
مهرگان
مسافر (ژاله)
ایران چرخی
سپیده ( جهانگرد )
فناوری اطلاعات
نعنا خانم
Travel to IRAN
خرانق آسمان آبی کویر
خبرگزاری ورزش ایران
سایت رسمی مجید اخشابی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
پیوندها
سفرنامه ها و مقالات بسیار مفید
مجله ایرانا
برج میلاد
مرکز دايرة المعارف بزرگ اسلامی
گرامر دروس سال اول دبیرستان
گرامر دروس سال دوم دبیرستان
گرامر دروس سال سوم دبیرستان
دبیرستان رشد
Online Dictionary آریانپور
Improve your LISTENING
بانک سوالات
Majid Majidi, Iranian Film Director
خوش نویسی آنلاین
خبرگزاری میراث فرهنگی
انجمن صنفی راهنمایان گردشگری استان تهران
انجمن " خانه فرآوران ایران "
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

جدیدترین کدهای موزیک